Daisypath Anniversary tickers دفاع ! - آرامشی از جنس دریا

دفاع !

دیروز شنبه بود.ساعت 3 دعوت شده بودم به جلسه دفاع یکی از دوستام.

رفتن به دانشگاه دوره کارشناسی بعد از مدتها خیلی چسبید .خوب بود .مرور خاطرات با دوستان برای خودش لذت وصف ناشدنی ایه.

زهرا درس خون ترین بچه ی گروه مون بود. هم با  معدل  تو دانشگاه خودمون قبول شده بود و هم با کنکور.کنکوری که همه ی ما ترم اخر رفتیم دادیم و تعداد کمی قبول شدیم.تیر درسمون شد. و مهر زهرا دوره ارشد رو شروع کرد و دیروز تموم شد. پایان نامه اش   کار ازمایشگاهی بود با همه ی سختیاش برای جور کردن مواد و اینکه ایا جواب میگیریم یا نمیگیریم. که تقریبا توی 25 دیقه توضیح داد .

براش گل گرفتیم .من و سعیده .گرچه گرون شد اما به قول فریبا میز اساتید رو خیلی خوشگل کرد .کلی دیزاین کردیم برای میوه و آب میوه و آب معدنی اساتید محترم.

وقتی صحبتاش تموم شد ،استاد داور گف خوب اگه میشه ما رو با ایشون تنها بذارین تا سوالاتی رو ازشون بپرسیم. ما هم که حدود 15 نفری میشدیم رفتیم بیرون و به کمک خواهر زهرا از دوستانش پذیرایی کردیم  وآخرش هم برای خودمون برداشتیم.مامانش هم نشسته بود قرآن می خوند و خیلی استرس داشت.

باورتون نمیشه 40 دیقه داشتن باهاش صحبت می کردن.اومد بیرون ازش پرسیدیم چقد طول کشید ؟ گف هیچی بابا تا شما رفتین بیرون شروع کردن به میوه خوردن و آب میوه و  خودش کلی طول کشید.(جلوی ما خجالت میکشیدن ؟:دی)

خلاصه وقتی خود زهرا اومد یه  هف هش دیقه هم استادا با هم شور کردن و آخرش هم استاد داور گف بهتون 19 و بیست و پنج صدم دادیم . اونم تشکر کرد و با استاداش عکس یادگاری گرفت و تموم شد. دو سال به همین زودی گذشت و برای هرکدوم از ما که دوره کارشناسی هر روز همو میدیدیم و میگفتیم و میخندیدیم هرکدوم ماجراهای متفاوتی داشتیم.زهرا انقد خسته بود که وقتی از دکترا ازش پرسیدم گف  دیگه نمی تونم خیلی خسته ام.شاید بذارم وقتی سعیده هم درسش تموم شد با هم بخونیم برای دکترا.فک کنم دفاع سعیده بیافته سال دیگه همین موقعا یا شایدم تو بهار.

دفاع از پایان نامه چقد استرس داره .ادم هرچی هم زحمت کشیده باشه بازم معلوم نیس مورد قبول استادا قرار بگیره یا نه. تازه بعضی از استاد راهنماها هستن که خودشون طرف دانشجو رو نمیگیرن چه برسه به استاد داور یا مدعو که تقریبا میان برای ایراد گرفتن از ادم.وای.یکی دیگه دفاع داشت من استرسشو داشتم.

کلی بهش تبریک گفتیم.دو هفته دیگه م دفاع یکی دیگه از بچه ها بود که دعوتمون کرد. اگه بشه میرم.یادش بخیر .

   + ستاره میم ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۳۱
comment نظرات ()
Daisypath Anniversary tickers